كريستف كلمب شناخته شده بود و شايد حتي در سدهٴ سيزدهم (؟). برخي از گلبادهاي روي نقشههاي دريايي را بايد به اين ترتيب تفسير كرد (؟). ادعا شده است كه چاسر در سال 1380 در اين مورد اطلاعاتي داشته است(؟).
برگرديم به موضوع ديگري كه از نوعي محسوستر است، يعني قاببندي كاردان (استفاده از حلقه و محور براي تراز نگاهداشتن ابزارهاي اندازهگيري در دريا)، كه تنها در سدهٴ شانزدهم معرفي شد. اين وسيله خيلي قديمتر از زمان جيرولامو كاردانو (1501 ـ 1576) است؛ چون فيلون بيزانسي (دوم ـ 2 پ م؟) آن را توصيف كرده و در راهنماي نقشهكشي (هشتم ـ 2) نيز توصيف شده است و چينيان هم آن را در زمان سلسلهٴ هان1 ميشناختند؛ ولي قديمترين قطبنمايي كه به اين صورت ساخته شده در كتاب كورتس ديده ميشود.2 البته نه در چاپ اول و دوم آن، بلكه در چاپ سوم كه در اشبيليه صورت گرفته است.
كندي تكامل بعدي قطبنما را ميتوان از اينجا دريافت كه تا سدهٴ نوزدهم هنوز اين وسيله خيلي ناقص بود.
4. نخستين سـاعـتهـاي مكـانيكي
انـدازهگيـري وقـت در اروپـاي سـدههاي ميـانـه
پيش از بررسي مسئلهٴ مبهم اختراع و پيشرفت اوليهٴ ساعت مكانيكي (بهجاي ساعتهاي آبي و آفتابي) بهتر است نيازهاي گاهشناسي زمان را بررسي كنيم. اين به ما كمك ميكند تا دريابيم چرا در سدهٴ چهاردهم بهرهگيري از نخستين ساعتها آغاز شد.
نيازهاي معنوي جوامع مسيحي بيشتر تحت سلطهٴ كليسا بود و از اينرو تقسيمات شبانه روز تا حدود زيادي براساس قواعد شرعي و مراسم مذهبي تعيين ميگرديد. بهويژه، انضباط صومعهها تعيين زمان دقيق عبادت، كار، خوراك و خواب را ضروري ميساخت. اين اوقات بايد بهصورت مشخصي اعلام ميشد، ولي همهروزه درست در همان وقت قبلي نبود. بنابر سنت يهود، شبانهروز از تاريكي غروب آغاز ميشد3 و شب به سه پاس تقسيم ميگرديد.
زندگي در صومعه از پاس سوم شب آغاز ميگرديد: 1) يعني نماز سحر؛ به دنبال آن 2) نماز اول